تبليغاتX
ترانه های خط خطی -
بسم الله و بالله استغفرالله ذالجلال و الاکرام من جمیع ذنوب و الآثام

اعتراف

شعرت ُ دوباره بِنْویس
نذا جاری بشن اشکات
خـط بـزن سیـاهـیا رو
داره تاریک میشه دنیات

شبـای سیـاه و دک کن
خـورشید و بیـار بتـابه
دس بکـش رو تـن ابـرا
اونـجا که فرشته خـوابه

از دل سـتـاره بِنْویس
نَـه شبـای مه گـرفـته
نگو شاعـری که گـفتی
تو رو جـا گذاشته رفته

تو نمیدونی ، میدونـم
امـا اون واست میمیره
نگو رفـتـه تـا هـمیشه
یا دلـش یه جـایی گیره

هـنـوزم واژه بـه واژه
هـمه ی تـرانه هـاشی
جـای اسمت مینویـسه
نـکـنـه یه روز نبـاشی

شعـرت ُ دوباره بِنْویس
ولی جنس شعر سهراب
از گلای خـیسِ مـریم
یا شبای خوب مـهتاب

وقت آغاز دوباره س
بـایـد از نـو بنویسـی
خودت اینو گفته بودی
تـوی عاشقی حریـصی

هـنوزم واسـت عـزیزه
اینو راحـت میشه فهمید
نـذا اشـکـاتـو ببیـنـه
نـذا جـون بـگیره تردید

راز بـغـض غـزلات ُ
خودش م بـاید بدونه
بگو قـلب آسـمونیت
هـنوزم عـاشـق اونه

حـالا وقت اعـتـرافـه
قـلـم و دفتر ُ  جَم کـن
این دیگه نوشتنی نیس
داد بـزن كه باورم كن

ايمان پورحسيني

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 19:47  توسط سید ایمان پورحسینی  |